تبليغاتX
رها در باد - داغ

به نام خدا                                                         داغ

 

اولین ترمز را که گرفت داغ شدم . پیرمردی دوچرخه به دست رد شد .

 

-         برو عمو اونور مگه عروس می بری ؟

 

داغ شدن از ران پایم شروع شد . با ترمز دوباره در باز شد جابجا شدم.

 

اولین بار که داغ شدم وقتی بود که زن عمو دستم رو گرفت . همون روز بود که با مینا دکتر

 

 بازی می کردیم .

 

از در تو امد و دستم را گرفت پرتم کرد روی پله با کمر به زمین خوردم .

 

-         ذلیل مرده دیگه نره خر شدی ، می خوای برا دخترم حرف درست کنی؟

 

من که کاری نکرده بودم مثل همیشه داشتیم بازی می کردیم . اصلا چرا تا چند روز پیش نره

 

 خر نبودم ؟ شایدم به خاطر اون روز می گه که صبح از خواب بیدار شدم .

 

-         پاشو بچه  ظهر شد تا کی می خوای بخوابی ؟

 

چشمام وا نمی شد مثل چسب دو قلو بهم چسبیده بود . قی گوشه چشمم رو کندم و به زور

 

 چشمم را باز کردم . یه دفعه دیدم ای داد بیداد شلوارم خیس شده. اما مثل اینکه خشک

 

شده بود یه ذره بیشتر نبود زود بلند شدم کسی نفهمه .

 

وقتی مادرم شلوارم را دید خندید و  یواشکی به زن عمو گفت:

 

-نره خر شده هنوز این چیزا سرش نمی شه .

 

تقصیر من نبود سر شب شام نداشتیم . مادرم هم هی پنیرو هندوانه بست به ناف ما ، از

 

همونا  شده بود.

 

از سر پیچ که گذشتیم اینبار یه بار پای چپم بعد پای راستم داغ شد و بعد هم همه بدنم گر

 

 گرفت . می دونم از همون پام شروع شد و اومد تا زیر نافم اصلا فکر کنم حالم خوب

 

نیست . نکنه مثل پسر اقدس خانم شدم ؟

 

گفتند باد نمی دونم چی داره؟بعد هم عملش کردند .نه من می ترسم همون داغ بشم

 

بهتره ..........

 

چرا من اینطوی شدم ؟ نکنه دیشب روم رفته عقب تب کردم حالیم نیست ؟

 

اما همیشه تب از صورتم شروع می شد حالا از پام .....

 

اما خوشم اومد کاش یه پیچ دیگه هم مثل اولی باشه . دوباره ترمز کرد .

 

-         آقا مرسی پیاده می شیم .

 

-         بفرمائید

 

بغلی چپ چپ نگاهم کرد .

 

-         آقا پسر برو اونطرف حالا که جا داری ؟ یه ساعته چسبیده به من .......

 

مانتواش را صاف کرد .

 

خودم را کشیدن اینطرف اما قلبم تندتر از همیشه می زد .

 

 

 

پایان                                            
+ نوشته شده توسط رها سلیمانی در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 و ساعت 0:39 |